کدام قله ؟ که از یاد رفته پروازم
کدام پرده به ساز شکسته بنوازم
که نوحه خوان غم غربت است ٬ آوازم
نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویه های غریبانه قصه پردازم
*
کسی که رسم سفر می نهاد اول بار
چگونه ریشه برید از دیار و رشته ی یار
بر آن سرم که گر اشکم مدد کند ٬ ناچار
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر بر اندازم
حسین منزوی
*بی تو دیگر غزلِ سایه ندارد لطفی...
روحش شاد
برچسب:
نویسنده: امیر زارعی