دمی درنگ دلم زین شتاب میلرزد
چنان حباب که بر موج آب میلرزد
به انزوای من آهستهتر بیا ای شعر
ز زخمههای نسیمت رباب میلرزد
غزال من چه شنیدی ز باد ای صیاد
درون مردمکت اضطراب میلرزد
بریز جام لبالب ز شعر تر ساقی
به پلک زندهی بیدار خواب میلرزد
کدام مرد به میدان حریف میطلبد
که زیر پای سواران رکاب میلرزد
کمر به چنگ تهمتن سپرد و تن برهاند
چه پهنهایست که افراسیاب میلرزد
چه فتنه خاست که بر باد داده است ورق
که دل ز گفتن حرف حساب میلرزد
بهانه بشکن و بنشین ز شب دمی باقیست
به زیر خرقه ، سبوی شراب میلرزد
چه غنچهایست لبانت ، چو زنبق وحشی
به چشمهسار نگه کن سراب میلرزد
به آفتاب نگویی چه رفت با ما دوش
به کلک خستهی من شعر ناب میلرزد
"نصرت رحمانی
برچسب:
نویسنده: امیر زارعی